Tue 15 Jan 2008
بهرترتیب، شیعه روشن سینه نمی زند و با ناله های باستانی شبهای خوش زندگی اش را حزین نمی کند. ناگفته پیداست که او از تنهایی و انزوای شبهای محرم ( شبهای که خلق او به شهرمی ریزند وسکوت سال را با فریاد های خود، با نوحه های خود، با اشک های جاهلانه خود، با صدا های فرود آمدن دستان شان بر سینه برهنه ای شان، با تن های پرخون و قلب های لبریز از اندوه و ماتم که سنت و عادت بر آنان تحمیل نموده است، می شکنند و شبهای تاریک یک فصل را به یک جشن با شکوه و به یک وایلاسرای باستان تبدیل می کنند) در خلوت خانه خود نیز رنج می برد. پس ایجاب عقل و اثبات منور بودن آنست که ازهمین امسال و همین محرم با دوستان خود، با خویشاوندان فکری خود، محرمی برپا کند که از آن بوی عقل و رایحه دانش به مشام بیاید، تا روزیکه احاد این مردم زنجیر های جهل را از گردن بیرون کنند، و دست آشتی به سوی خرد دراز نمایند، و محرم و مذهب را با سرور و سرمستی وخردمندی بیامیزند...
ادامه مطلب و حدودا هفتاد نظر و بحث راجع به این مطلب را در اینجا بخوانید:اینجا
نوشته شده توسط جعفر رضایی در ساعت 8:52 بعد از ظهر | لینک
|

