خون پشتونها را به ناحق نریزید
و همه سرچشمه ای آن ایمان پرشور و مرگ آفرین را وادی های وزیرستان و پشت خط دیورند می دانند. اگر بپرسی که همسایه با آن نام نیک "پاک-ستان"، چرا همدست ناپاکان خونریز می شود ودست به آنهمه ناپاکی می آلاید؟ گفته میشود که همسایه دل در بند "خط دیورند" دارد و تاروزی که حصاری بر روی آن نکشد دست از فتنه نخواهد کشید وبراخلال خواهد ماند. اغلب آگاهان امور از شرق دور تا اقصی نقاط مغرب زمین براین باورند که سه ده فتنه انگیزی و دست درازی پاکستان ریشه بر موضوع دیورند دارد؛ و برخی این جدال پر جزر ومد را جنگ سرد میان افغانستان و پاکستان خوانده اند. اگر بار سنگین این نبرد پیوسته بر دوش افغانستان بوده و در طول این جنگ همسایه آرام، ولی شهرهای این سوی دیورند ویران، و قبرستان های آن بزرگ، و عدد معلولان و گرسنگان و گدایان آن به ملیونها رسیده است شایسته نیست تا خردمندی پا پیش بگذارد و پایانی برای آن بجوید؟ آغاز، غلیان و دوام خونین این"جنگ سرد" و تاملی بر راه های پایان آن موارد یستکه در این نوشتار به آن پرداخته خواهد شد.
دراین عکس جسد بمب گذار انتحاری دیده میشود که چندی پیش خودرا در هرات منفجر نمود.
تاریخچه خط دیورند و آغاز" جنگ سرد" میان افغانستان و پاکستان
معاهده دیورند دردوازدهم نوامبر1893میان امیر عبدالرحمان و سر تیمور دیورند به امضا رسید و پس از توسط حبیب الله خان، امان الله خان، ونادرخان تایید گردید. البته منابعی با اشاره به نامه ظاهرشاه به دولت پاکستان مبنی بر عدم ادعای ارضی آنرا نوعی تایید ضمنی از جانب اونیز می دانند. علی ایحال، دهه ای دوم حاکمیت ظاهر شاه همزمان است با استقلال هند، و تولد پاکستان، و آغاز تنش پاکستان و افغانستان بر روی خط دیورند. پاکستان درفردای تولد با معضل خط دیورند روبرو گردید و افغانستان تنها کشوری بود که پاکستان را به رسمیت نشناخت و رسمیت پاکستان را مشروط به آزادی پشتونستان اعلام نمود. در ادامه این تنش مجلس افغانستان در سال 1949 به طور یکجانبه معاهده دیورند را ملغا اعلام نمود. پس از گذشت مدتی زمانی تنش میان این دوکشور تا حدی کاهش یافت و دولت وقت افغانستان، پاکستان را به رسمیت شناخت و با آن روابط سیاسی برقرار نمود. اما معضل دیورند لاینحل، و چو آتش در زیر خاکستر باقی ماند. مناقشه دیورند پس از کودتای داود خان به اوج رسید و تا سرحد توقیف کالای تجاری افغانستان در بندر کراچی و احضارات نظامی اردوی افغانستان کشیده شد. پس از روی کارآمدن رژیم های خلق وپرچم، مناقشه دیورند شکل تازه ای به خود گرفت و گفته می شود که در سالهای حاکمیت نورمحمدتره کی و حفیظ الله امین بیش از هشت هزار ناراضی پشتون به جلال آباد و کابل سرازیرگردیدند و مورد استقبال و تشویق دولت افغانستان برای مبارزه علیه پاکستان واقع شدند.
حکمتیار، ادغام افغانستان و پاکستان و تشکیل فدراسیون اسلام
با آغاز جهاد و مهاجرت میلیونها افغانی به پاکستان، پاکستان پس از بیست سال درد سر و نگرانی به فرصت طلایی دست یافت که نه تنها ازناحیه دیورند احساس آرامش می نمود وبلکه به فکر فتح و کنترل افغانستان برآمد. پاکستان با حمایت "احزاب هفتگانه جهادی اهل سنت مقیم پاکستان" همزمان با تخریب زیربناهای اقتصادی و اجتماعی افغانستان، تفکر ادغام افغانستان به پاکستان را به برخی از رهبران قدرتمند جهادی نظیر گلبدین حکمتیارنیز القا نمود. حکمتیار و نشریات وابسته به حزب او به تبلیغ گسترده "طرح ادغام افغانستان و پاکستان" وایجاد کشور جدیدی موسوم به "فدراسیون اسلام" مبادرت ورزیدند. پس از سقوط رژیم خلق وپرچم و آغاز جنگهای داخلی در افغانستان، پاکستان که از احزاب هفتگانه برای تحقق رویای "فدارسیون اسلام" نا امید شده بود گروه طالبان را به وجود آورد و با حمایت نظامی وسیاسی از آن توانست به فتح بخشهای بزرگ از افغانستان نایل آید. با وجود آنکه پیروزی مجاهدین مفهوم ضمنی فتح اول افغانستان توسط پاکستان دارا بود ولی پاکستان در هیچ مقطع تاریخ به اندازه سالهای حاکمیت طالبان احساس سلطه و فتح بر افغانستان ننموده بود.
اعلان جنگ، زورکم و قهر زیاد

بدون شک سالهای پس از طالبان سالهای دشوارو تحمل ناپذیری برای پاکستان، و سالهای غلیان" جنگ سرد" میان افغانستان و پاکستان بوده است. دولت کنونی افغانستان در خدمت افکار و اشخاصی است که متهم به ناسیونالیسم مفرط پشتون است. امروز درواقع کسانی بر مسند قدرت افغانستان نشسته اند که موجب تحریک داود خان وسبب تنش میان افغانستان و پاکستان گردیدند. در یکسال گذشته مجلس افغانستان "طرح کشیدن حصار بر روی خط دیورند" را حتا حاضر نشده است تا به بحث بگذارد. اغلب وزرای افغانستان به شمول داکتر اسپنتا ادعا نموده است که مرز واقعی افغانستان دریاسند است. وزیر سرحدات افغانستان به صراحت در مجلس افغانستان اعلام نموده است که که مرز دیورند را به رسمیت نمی شناسد. حامد کرزی خط دیورند را "خط نفرت" خوانده است وآنرا موجب جدایی پشتونها دانسته است. انورالحق احدی و حزب او تظاهراتی در کابل راه انداخته و خواستارآزادی پشتونستان گردیده است.
تصور نمیکنید که پاکستان اظهارات و اقدامات دولت فعلی افغانستان را اعلان جنگ و تهدیدی برای تمامیت ارضی خود قلمداد نماید؟ بهرحال، تجهیز دوباره طالبان، ناامنی در جنوب، و افزایش تعداد انفجار های انتحاری در قندهار و کابل در واقع عمل پیشگیرانه ای پاکستان برای جلوگیری از بیداری مجدد احساسات جدایی طلبانه ایست که از جانب دولت افغانستان تبلیغ می شود، و بی ارتباط به اظهارات مقامات افغانستان در مورد خط دیورند نیست.
پیام داخلی آزمایش هستی پاکستان
جدایی بنگلادیش از پاکستان سیلی محکم بود که به بر صورت دولتمردان و نظامیان پاکستان فرود آمد و در فردای آن فوج و دولت پاکستان به این نتیجه رسید که برای حفظ تمامیت ارضی پاکستان، هیچ چاره ای جز ساختن بمب اتم نیست. با وجودآنکه پاکستان آزمایش هستی خودرا اقدامی "مقابله به مثل" در مقابل هند قلمداد نمود؛ ولی، ناراضیان قومی و آگاهان امور سیاسی پاکستان این واقعیت را می دانند که، علاوه برپیام بیرونی، بمب اتم پیامی داخلی نیز داشت. آزمایش هستی پاکستان در واقع هشداری بود به ناراضیان پشتون و بلوچ که باید با آرزوهای تجزیه طلبانه خویش برای ابد وداع نمایند.
چرا "صوبه سرحد" را "پشتونستان" نمی نامند؟
پشتونهای پاکستان این واقعیت را خوب می دانند که احزاب بزرگ سیاسی پاکستان بارها در آستانه انتخابات به منظور جذب آرای پشتونها که، هشت فیصد از نفوس پاکستان را تشکیل می دهند، وعده نموده اند که در صورت پیروزی نام "صوبه سرحد" را به "پشتونستان" تبدیل خواهند نمود. ولی با وجود وعده های مکرر تاهنوز هیچ دولتی در پاکستان حاضر نشده است که نام "صوبه سرحد" (ایالت سرحد) را که بیش از نود درصد آنرا پشتونها تشکیل می دهد "پشتونستان" بنامد. پس وقتی پاکستان حاضر نیست تاصرفا نام "صوبه سرحد" را پشتونستان بنامد پاکستان چگونه حاضر خواهد شد تا بخش بزرگی از پیکرآن جدا شود؟
خون پشتونها را به ناحق نریزید
بهرترتیب، واقعیت آنستکه جمعیت بزرگتر از پشتونها با رقم کلانی ازروشنفکر وتحصیلکرده مقیم پاکستان هستند و خود توانایی آنرا دارند تا تشخیص دهند که چه قلمروی مکان بهتر برای زندگی است. اغلب پشتونهای شهرنشین پاکستان زندگی با هموطنان سندی و پنجابی شانرا به مراتب بهتر از شرکت در منازعات قبیلوی و مشغولیت در قاچاق کالا و نا آرامی های مناطق مرزی دیورند می دانند ،و از این که شهروند کشور نسبتا قدرتمند و سرسبز پاکستان هستند احساس افتخار و غرور می نمایند. علی ایحال، اگر دولت افغانستان چشم به روی واقعیتهای منطقه باز نماید و ببیند که پشتونها تنها قومیتی نیستند که در دو کشور جداگانه زندگی میکنند، و بپذیرد که همسایه بسیار قدرتمند تر از آنستکه به تبلیغات افغان ملت ابرو خم نماید، و دست از تحریک همسایه بردارد شاید جان پشتونهای بیشتری حفظ شود و مردم چار صباحی را به دور از وحشت وترس زندگی نمایند.
تذکر: انتشار این مطلب بدون ذکرماخذ آن اجازه نیست.
عکس اولی از وبلاگ "مسافر" کاپی شده است.

